محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )
443
در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )
دفاع و حمايت مىكند . جز خانوادهام كه مايل نبودم جانشان به خطر افتد . پس خار در چشم فرو رفته ، ديده بر هم نهادم ، و با گلوى استخوان در آن گير كرده ، جام تلخ را جرعه جرعه نوشيدم و در فرو خوردن خشم در امرى كه تلختر از گياه حنظل و دردناكتر از فرو رفتن تيزى شمشير در دل بود شكيبايى كردم . واژهشناسى استعديك : از تو يارى مىطلبم . اكفئوا انائى : ظرف مرا وارونه ساختند . الرافد : يارىگر . الذاب : مدافع . ضننت : بخل ورزيدند . اغضيت : صبر كردند . القذى : خار و خاشاك ريزى كه در چشم فرو مىرود و يا در ليوان آب مىافتد . الشجا : استخوان يا هر چيز ديگرى كه در گلو گير مىكند . الشفار : جمع « شفرة » به معناى تيزى كناره شمشير . ساختار ادبى حقا : منصوب به نزع خافض است . مغموما ، متأسفا : حال هستند .